هشدار به همه هموطنان ایرانی و افغانی و فارسی زبانان و اعضای کمپهای پناهندگی

 

فرقه رجوی یا به عبارت خودشون شورای ملی مقاومت! و سازمان مجاهدین  امسال هم در صدد است با خرج هزاران دلار تاریخ 30 جون امسال  شو تبلیغاتی برگزارکند.

آنها هر ساله با پرداخت دهها هزار دلار به جنگ طلبان امریکایی و یک مشت سیاستمدار از دور خارج ضد ایرانی و گرد اوری یک عده جیره خوار سعی می کنند از طریق این افراد سیاست حمله نظامی امریکا و اسرائیل به ایران را پیش ببرند .

مریم قجرعضدانلو (رجوی)رئیس جمهور خود خوانده به همراه جنگ طلبان و جنایتکاران جنگی روی سن رفته و سخنرانی می کند.

سران فرقه رجوی نیاز دارند برای اعضاء اسیر و بی خبر از دنیای بیرون که به هیچ خبری دسترسی ندارند با نمایش فیلم این مراسمها بگویند که همه دنیا از انها حمایت می کنند وسرنگونی نزدیک است فریبی که الان سالیان سال است تکرار می کنند تا بتوانند به اسارت نگه داشتن اعضاء در درون تشکیلات فرقه ادامه بدهند و از فروپاشی تشکیلات فرقه گرایانه خود جلو گیری بکنند .

از انجایی که فرقه رجوی مورد تنفر ایرانیان با شرف و با وجدان است وایرانیان بهتر از هر کسی میدانند فرقه رجوی در داخل و خارج ایران هیچ پایگاه مردمی ندارند بلکه مورد تنفر ایرانیان با غیرت و ازاده هم هستند به همین دلیل سران فرقه هر ساله برای جمع کردن سیاهی لشگر برای این گونه شوها دست به هر فریبکاری می زنند .

افراد فرقه رجوی با مراجعه به کمپهای پناهندگی در کشورهای مختلف به پناهجویان ایرانی ؛ افغانی, عرب و … گفته اند می توانند با شرکت در این مراسم 3 روز را در هتل وبا غذای مجانی و پاریس گردی خوش بگذرانند و طبق معمول به پناهجوهای ایرانی قول تائیدیه برای گرفتن پناهندگی و مترجم و وکیل داده اند و از این پناهجوها خواسته اند با شرکت در این مراسم از خودشان عکس و فیلم تهیه بکنند تا ثابت کنند انها مخالف رژیم ایران هستند و فعالیت سیاسی می کنند.

همچنین به آنها گفته اند که در ازای آوردن هر یک نفر بیشتر 10 یورو دریافت خواهند کرد!

به این ترتیب آنها می خواهند بگویند که ما هوادار داریم و پایگاه توده ای.

مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی منفور ترین ایرانی

به این ترتیب وظیفه خودم می دانم که به همه پناهندگان هشدار بدهم که مراقب این فرقه باشند و فریب وعده وعیدهای آنها را نخورند.

همین اعضای فرقه عکس این نفرات را که در تظاهرات آمده اند برای سفارت ایران در کشور فرانسه پست می کند و آنها را لو می دهند تا با درگیر کردن پناهندگان با عناصر وزارت اطلاعات جنگ آتش بیشتری در بگیرد و همه این اقدامات مذبوجانه را در جهت اقدامات شجاعانه برای سرنگونی محسوب می کنند.

خیلی از این پناهندگان که قربانی این اقدامات می شوند حتی خبر ندارند که مثلا اتوبوسی که از کلن آنها را به فرانسه می برد مغایر با قانون ممنوعیت سفر پناهندگان می باشد و برای آنها از نظر قانونی در کشور آلمان یا کشورهای دیگر هم مسئله و مشکل درست می کنند.

و در عین بی مسئولیتی می گویند „اینها قیمت مبارزه است“ در حالی که فریب و نیرنگ است و با دروغگوئی کار خود را به پیش می برند.

 

نادر کشتکار

 آلمان

Advertisements

نامه سرگشاده به آقای دکترمحمد رضا حمزه پور از مشاورین محترم دولت دونالد ترامپ

با سلام و درودهای فراوان خدمت شما هموطن عزیز و گرامی

من نادر کشتکار از اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ایران هستم که سالیانی از عمرم را درتشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران تباه کردم .

هدف من از نوشتن این نامه به شما، اشنا کردن شما به واقعیت های موجود در این سازمان و نشان دادن چهره واقعی کسانیست که امروزه از روی اجبار و نه اختیار با بزک کردن چهره هایشان سعی دارند که سازمانشان را با حیله ها و ترفندهای مختلف سازمانی با اهداف والای انقلابی و انسانی جا بزنند.

آقای دکتر حمزه پورعزیز سازمان مجاهدین خلق ایران از همان بدو تاسیس بر اساس جنگ مسلحانه و خشونت و تروربنیاد گردید سازمانی اسلامی که گرایشهای مارکسیستی داشت و معتقد بود که تنها استراتژی موفق برای رسیدن به اهداف انقلابی ،استفاده ازخشونت و جنگ مسلحانه است.آرم و لگوی این سازمان به تنهایی ادعای فوق را ثابت میکند.لگوی این سازمان با آیه ای از قرآن در بالا و همچنین سمبولهای تفکرات مارکسیستی یعنی داس و ستاره شکل گرفته و در کنار آن اسلحه به عنوان تنها استراتژی در رسیدن به اهداف نهایی قرار گرفته است.عکسی که در ادامه میبینید لگوی این سازمان است.

Captureععتاتات

با توجه به شناختی که از این فرقه دارم میتوانم حدس بزنم که شما میتوانید بالقوه یکی از هدفهای این سازمان برای جذب شدن باشید .اما باید متوجه باشید کسانی که سعی میکنند یا خواهند کرد که با سو استفاده از موقعیت مهم سیاسی شما با ترفندهای مختلف به شما نزدیک شوند،در حقیقت فرماند هان سازمانی هستند که سالیان پیش بخاطر کسب قدرت در ایران اقدام به جنگ مسلحانه و ترور در ابعاد باور نکردنی کردند.آنها بعد از شکست در جنگ مسلحانه دست به خیانتی زدند که در طول تاریخ سرزمین  ایران بی سابقه بود.

این سازمان بعد از شکست در داخل کشور،نیروهایش را  به عراق منتقل کرد ودر طول جنگ ایران و عراق،با تشکیل ارتشی موسوم به ارتش آزادیبخش،به عنوان ستون پنجم عراق شروع به فعالیت و جنگ بر علیه مردم خود کرد.

در آن سالها دولت ایران بدلائل زیادی که خودتان بسیار بهتر از من مطلع هستید درشرائط بسیار حادی بسر میبرد و رهبران این سازمان تصور میکردند با جنگ مسلحانه و ترور و کشتن مقامات بلند رتبه حکومت  وقت ایران وقرار گرفتن در کنار عراق که آغاز کننده جنگ بود،خواهند توانست حکومت را شکست داده و به قدرت برسند.

حضور آنها درکنار کشور متخاصم و کشتن و به اسارت گرفتن سربازان هموطن خود و تحویل دادن آنها به دولت صدام حسین و همچنین جاسوسی و استراق سمع از نیروهای نظامی ایرانی که در حال دفاع از کشور بودند و بسیاری خیانتهای دیگر باعث شد که امروزه این سازمان به عنوان منفورترین سازمان در ایران شناخته شده و به شدت مورد تنفر تمامی ایرانیان موافق و یا مخالف حکومت ایران قرار گیرد.

آقای دکتر حمزه پور عزیز،این سازمان از نظر محتوی وایدئولوٍژی تفاوت زیادی با سازمان و گروههای تروریستی دیگر چون داعش،القاعده،طالبان و …..نمیکند.سازمان مجاهدین برای سالیان متمادی در فهرست سازمانهای تروریستی جهان از جمله در اروپا،امریکا و بسیاری دیگر از کشورها بوده و برای مثال همچنان در استرالیا به عنوان سازمانی تروریستی شناخته میشوند.در اینجا توجه شما را به لگوی ارتش آزادیبخشی که توسط شورای ملی مقاومت درعراق تشکیل شده بود را جلب میکنم.

گرامی باد حماسه 5مهر 1360

لگوی فوق در ظاهر تشکیل شده از کبوتری درسمت چپ وشاخه ای از درخت زیتون درراست،اما اگر با دقت بیشتری نگاه کنید در بین این دو تصویر،عکس نارنجکی را می بینید که در سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت به عنوان سمبل عملیات انتحاری شناخته میشود.لازم به ذکر است که سازمان مجاهدین خیلی پیشتر ز آنی که سازمانها و گروههای تروریستی چون القاعده و طالبان و داعش و ..بوجود آمده وشکل یگیرند بارها و به تعدد از عملیاتهای انتحاری استفاده میکرده و از این نظر دارای سابقه ای بسیار قدیمی تر از داعش و غیره هستند.

آقای حمزه پورعزیز مسلمأ شما درجریان اخبارعملیاتهای تروریستی که درکشورهای مختلف جهان صورت گرفته هستید.اگر دقت کرده باشید بساری از کسانیکه دست به عملیاتهای تروریستی میزنند را افراد جوان تشکیل میدهند.افرادی که بدلائل مختلف و در محیط های بسته و افراطی کم کم با مغز شویی آماده عملیات تروریستی میشوند.همانطور که گفتم اعضا فعلی شورای ملی مقاومت نیز در سالیان نه چندان دور با همین روش جوانان زیادی را برای عملیاتهای انتحاری و تروریستی تربیت کردند. در اینجا توجه شما را به عکسی که سالیان پیش توسط نشریه متعلق به سازمان مجاهدین منتشر شد و در آن ازچند تن از اعضا جوان این سازمان که دست به عملیات تروریستی انتحاری زده بودند،تجلیل شد جلب میکنم.

همانطور که می بینید اینها نیز جوانانی بودند که حدود سی و پنج سال پیش در ایران با تشویق همان کسانی که امروزه با چهره هایی بزک کرده و با لبخند در محافل سیاسی کشورهای اروپایی یا امریکا ظاهر میشوند ،دست به عملیاتهای تروریستی و انتحاری در ایران زدند.البته سابقه عملیاتهای انتحاری در این سازمان بسیار قدیمی ترو گسترده تر است.

آیا شما بین  چهره های افراد جوانی که در اروپا از آلمان گرفته تا انگلیس و فرانسه و بلژیک دست به ترور زده ومیزنند و عکس فوق رابطه ای نمی بینید.

آقای دکترحمزه پورعزیز،تفاوت درنگرش و عملکرد سازمانهای تروریستی چون القاعده و داعش با شورای ملی مقاومت ،امروزه تنها در ظاهر آنان است.اما در اصل همه آنها در یک چیز با هم مشترکند و آنهم استفاده از خشونت و تروردر رسیدن به اهدافشان میباشد.

کادرهای بالای  شورای ملی مقاومت و همینطور فرقه رجوی ،چنان دستشان به خون جوانان و سربازان ایرانی  آلوده است که دیگر راهی برای برگشت ندارند.این شورا امروزه تنها بدلیل سرمایه های هنگفتی که از طریق خیانت به وطن خودشان در طول جنگ ایران و عراق از دولت صدام حسین وسایر کشورهای عربی حوضه خلیج فارس بدست اورده و می آورند، همچنان نفس میکشند،اما در حقیقت آنها سالیان پیش در دل مردم ایران مردند.همان زمان که برای رسیدن به قدرت حاضر شدند دست به هرخیانت و تروری بزنند وشرفشان را با پول عوض کنند.

بعد از جنگ عراق و امریکا و سقوط دولت صدام حسین  اسناد مربوط به همکاری این سازمان با دولت سابق عراق و دریافت پولهای کلان که تنها بخشی از شرح مزدوریهای این سازمان است،به رسانه ها و دنیای مجازی درز کرد،که امروزه براحتی قابل دسترسیست.

آقای دکتر حمزه پورعزیز آیا برای شما تا بحال این سوال مطرح شده که چرا این سازمان با داشتن منابع وسرمایه های کلان مالی و علیرغم اینکه اکثریت ایرانیان مقیم در امریکا و اروپا با حکومت فعلی ایران مخالفند،بازتوان جذب چهرهای موفق سیاسی ،علمی و حتی هنری ایرانیان خارج از کشور را ندارند.

آیا میدانید که این سازمان چه رفتاری با نیروها و اعضا خودش دارد،آیا میدانید که برای بیش از سی سال ما اعضا سابق و فعلی این سازمان حق تماس با خانواده هایمان را نداشتیم،آیا میدانید که سالیان پیش این سازمان از اعضا متاهل خودش در عراق خواست تا از همدیگر طلاق بگیرند و بچه ها را به یتیم خانه هایی در کشورهای مختلف فرستادند و با هر کس که مقاومت میکرد با خشونت وشکنجه های روحی و روانی بسیاربرخورد میشد،آیا میدانید که اعضا این سازمان بیش از سی سال نه تلویزیون نه رادیو نه دسترسی آزاد به اینترنت و تلفن را نداشتند.،آیا میدانید که این اعضا برای سالیان بسیار حتی اجازه نداشتند از پایگاهشان که تنها چند صد متر مربع بیشتر مساحت نداشت خارج شوند،آیا میدانید که تعداد زیادی از اعضا این سازمان به خاطر همین فشارها و بدلیل اینکه اجازه جدا شدن از سازمان را نداشتند دست به خود کشی زدند،آیا میدانید که ………….

آقای دکترعزیز حرف برای گفتن در رابطه با چهره واقعی این سازمان بسیار است اما این کار با نوشتن یک یا حتی صد نامه هم عملی نیست.شورای ملی مقاومت که در حقیقت پوششی بر نام فرقه مجاهدین بوده و در فرانسه با امکانات بسیار عالی در حال فعالیت است امروزه از منفورترین جریانات سیاسی ایران محسوب میشود که هیچ پایگاهی در جامعه ایران ندارند بطوریکه هر ساله علیرغم هزینه های میلیونی باز برای ظاهر سازی مجبور میشوند برای پر کردن سالن محل اجرا برنامه هایشان ازبین پناهندگان کشورهایی چون افغانستان،سوریه ،کشورهای شرق اروپا چون آلبانی ،لهستان ..وحتی ازکشورهای افریقایی با وعده یکروز گردش در پاریس با یک شب هتل و بعضأ پرداخت پنجاه یورو به هرشخص،نفرجمع کنند و یا بارها دیده شده که از لهستان دانشجویان را با وعده شرکت دو ساعته در برنامه هایشان و  یکروز گردش با هتل و وعده های رایگان غذا به پاریس برده اند.

رهبران و اعضا شورای ملی مقاومت کسانی هستند که برای رسیدن به قدرت حتی به جوانان هموطن خودشان هم رحم نکردند،این افراد همچون خانم مریم رجوی و همسرش یعنی مسعود رجوی وهمینطور سایر کادرهای بالای این شورا ،علیرغم اعتقاد به خشونت و ترور و جنگ مسلحانه وهمکاری با کشور متخاصم در طول جنگ وکشتن سربازان هموطن،دراروپا نیز بعضأ سابقه کیفری دارند.شاید یکی از مهمترین آنها دستگیری خانم مریم رجوی و چند تن از همدستانش توسط پلیس فرانسه بود،در آن عملیات میلیونها یورو پول نقد از مقر رهبران شورای ملی مقاومت کشف و ضبط شد وبدلیل پولشویی تحت پیگرد قرار گرفتند.

در پایان ضمن آرزوی مجدد سلامتی و موفقیت روزافزون شما ،از شما خواهشمندم از کسانی که نامشان در تاریخ ایران زمین با مزدوری و وطن فروشی به هم آمیخته شده است دوری کرده واجازه نزدیکی این وطن فروشان را به خود ندهید که در غیر این شما هم ،همردیف آنها در پیشگاه ملت ایران خواهید شد.و متوجه باشید که این فرقه به خوبی از موقعیتشان در جامعه ایران آگاه هستند ،و از اینرو نمایندگان این فرقه در امریکا از جمله افرادی چون علی داعی و ما بقی فرماندهان این تشکیلات معمولا در جذب گیری نفرات جدید ،خودشان را مستقیم از اعضا این سازمان معرفی نمیکنند .به هر حال امیدوارم در صورت برخورد با وطن فروشان فرقه رجوی با طرد انها با تمام خانواده هایی که در سراسر جهان عزیزانشان را در حادثه ای تروریستی از دست داده اند ابراز همدردی کرده و از اینطریق تروریسم و خشونت را در تمامی اشکال آن پس زده،محکوم کنید.

نادر کشتکار

آلمان

 

 

سیامک نادری و سازمان مجاهدین خلق بی آبروی ایران

صحبتهای دردآور و تلخ آقای سیامک نادری هرشنونده ای را متاثر و از سازمان باصطلاح مجاهدین خلق منزجرو متنفرمیکند.صحبتهایی که بوضوح همراه با درد، اخلاص و صداقت بیان شده است و از همین روی نیز در دل هر شنونده غیر مغرضی می نشیند.

قبل از هر چیز من بنوبه خود ایمان ،خلوص نیت و جسارت ایشان را تحسین میکنم.وقتیکه میبینم افراد جدا شده زیادی هستند که مثل ایشان از سابقه بالایی برخوردارند اما بخاطر منیت یا منافع فردیشان دست به سکوت زده وبا آنهمه ادعا حاضر به افشاگری و عذر خواهی از ملت ایران نیستند وبه بهانه مرزبندی جرات سرشاخ شدن با فرقه رجوی را نه داشته، نه دارند.

اما آقای نادری و خاطرات دردآورش تنها یک صفحه ازیک کتاب است،کتابی که به شرح واقعیات درونی وپنهان فرقه رجوی وآنچه در این سالیان و به دور از چشم جهانیان، این فرقه بر سر اعضاء نگون بخت خود در عراق و آلبانی آورده، میپردازد.

افشاگریهای دردناک ایشان یکی از دلایلی است،که روشن میکند چرا فرقه رجوی اینهمه از ریزش و جدایی نیروهایش وحشت دارد.مسلما این افشاگریها همانطور که خود آقای نادری نیز به آن اذعان کرده اند تنها بخش بسیار کوچکیست ازشرح خیانتها وخباثتهای این فرقه و کادرهای سطح بالای آن که مجاهدتشان در راه مسعود رجوی در طی سالها آنها را کم کم به همان مقامهایی که شایسته شان بود رساند،یعنی مقام مزدورو شکنجه گر و وطن فروش.

Asami-ShekanjeGaran-shakhes-600x330.jpg

40.jpg

البته آقای نادری اولین کسی نیست که با شجاعت جلو آمده و بخاطرحفظ ایمان و شرافتش دست به افشاگری میزند،و مسلما آخرینشان هم نیست.قبل از ایشان کسانی بودند که این جاده را کوبیده وبهاء در افتادن با تشکیلات مافیایی رجوی را داده و هنوز میدهند،آنهم درست زمانی که از آقای نادری شاید خیلی تنهاتر و در فشار و ترس بیسشتری بودند.

کسانی که برای فریاد زدن و افشاگری خیانات مسعود رجوی و ارازل و اوباش همدستش وحفظ عقیده و شرفشان منتظر رسیدن به نقطه امن نماندند.کسانی که در اولین فرصت و در همان عراق و اشرف و در همان شرائط جنگ و نا امنی و خطرات جانی فراوان از این فرقه فاسد جدا شدند بدون آنکه به خطرات وسیعی که در گوشه و کنار در کمینشان بود فکر کنند،چون نمیخواستند حتی یک روزبیشتر، پیچ ومهره ماشین خیانت وظلم و شکنجه مسعود رجوی و همپالگیهایش باشند و با سکوت وماندگاریشان دراین تشکیلات منحط به آن مشروعیت بدهند ودر فردای ایران نامشان به عنوان خائن ووطن فروش در تاریخ ایران زمین ثبت شود.

gar.jpg

رجوی عکس خودش را بر روی گردنبندهای طلا حک می کرد و به گردن زنان انتخاب شده می ا نداخت.

Firouzmand2.jpg

جواد فیروزمند، عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از مسئولین سابق سازمان درعراق در تابستان سال ۱۳۸۰ در بغداد از دست اکیپ حفاظتی مجاهدین فرار کرد اما پس از سه روز مخفی شدن توسط نیروهای امنیتی صدام حسین بازداشت شده و به شکنجه گاه روانه گردید. جواد فیروزمند در تابستان سال ۲۰۰۳ میلادی از پادگان اشرف و از دست سازمان مجاهدین خلق مجددا فرار کرده و به کمپ نیروهای آمریکایی مستقر در بیرون پادگان اشرف پناهنده می شود..

.آقای سیامک نادری من از اعضائ قدیمی سازمان نیستم اما شنیدم که آقای فیروزمند را بعد از آزار و شکنجه بسیاربه یک نشست عمومی که در آن مسعود رجوی واعضائ سازمان حضور داشتند برده و وی را وادار به اعترافهای دروغ کرده و نفرات حاضر در آن نشست به وی توهین های بسیار کرده و به صورتش تف کردند،دوست داشتم بدانم در آن هنگام شما هم در آن نشست حضور داشتید یا خیرو اگر حضور داشتید با توجه به اینکه خودتان هم طعم شکنجه را در زندانهای رجوی دیده بودید،جزء کدام دسته بودید آنها که برای خودشیرینی واز روی ریا به صورت آقای فیروزمند و فیروزمندهای دیگر در آن دوران تف می انداختند بودید یا دیدن آن صحنه و صحنه های اینچنین  فطرت شما را متاثر میکرد.

Abooghoreyb_sobhani_1-1024x600.jpg

محمد حسین سبحانی یک عضوعالیرتبه سابق سازمان مجاهدین از سپتامبر 1992 تا ژانویه 2001 به مدت هشت سال و نیم در سلول انفرادی محبوس بود. سازمان مجاهدین پس از آن وی را تحویل مقام های های عراقی داد. سبحانی تا ژانویه 2002 در ابوغریب زندانی بود.

.متلب.JPG

محمد کرمی از اعضاء قدیمی ومنتقد سازمان مجاهدین خلق وبهای ایستادگی در برابر فرقه رجوی

Maryam_Rajavi_Mercenaries_Attack_Critics_European_Parliament_2017_2-480x360.jpg

ضرب وجرح آقای مهدی خوشحال توسط اوباشان مجاهد بدستور مریم قجر عضدانلو در مقابل پارلمان اروپا

واقعا سقوط سازمانی مثل مجاهدین خلق ایران با آنهمه اعتباریکه از خون بنیانگذارانش به ارث برده بود در منجلاب خیانت و خباثت وانحطاط  آنهم تا این حد،بسیاردردآور است.گذشت چند دهه لازم بود که به مرور به همه ثابت کند که رابطه بین رجوی و اعضاء سازمان بطور واقعی به چه شکلی بوده است.

کیش شخصیت وغرور متکبرانه رجوی از یک سو،وعشق و اعتماد بی حد اعضاء به رجوی از سوی دیگر،شکل دهنده اصلی تمامی این وقایع از ابتدا تا به امروز بوده است.در حقیقت عشق و اعتماد سیامک نادری و تمامی نادری های دیگربه مسعود رجوی در این سالیان بجای عشق به خدا و خلقش نشسته بود و همین باعث شد عده ای به شکنجه گر تبدیل شوند و عده ای به شکنجه شده،عده ای قاتل و عده ای مقتول،ودر آخر نیز همه بازنده و در پیشگاه ملت ایران سرافکنده.

سرافکنده اطاعتهای کورکورانه وگوسفند وار،سرافکنده آلوده شدن دست بخون سربازان هموطنی که در حال دفاع از آب و خاک و ناموس مردم وخانواده خودشان بودند وبعضا حتی از وجود ایرانیانی در زیر پرچم دشمن متجاوز و متخاصم،نیز هیچ اطلاعی نداشتند،سرافکنده داغ مزدوری و برادر کشی،سرافکنده …

اما این روزها هنوز جزء روزهای خوب این فرقه است،دور نیست زمانیکه سطح و میزان این افشاگریها به حدی برسد که دیگر نتوان این تشکیلات کثیف و مافیایی را حتی با ده برابر کمکهای فعلی دشمنان ملت ایران به این فرقه ،حتی به شکل کاملا صوری امروزی آن نگه داشت.

در آن روز دیدن قیافه مکروه حیوانات بز دل و شکنجه گری مثل مسعود ومریم وسایر کادرهای فسیل شده ایکه هم ازیار مانده و هم از دوست،دیدنی خواهد بود.

نادر کشتکار

آلمان

 

 

روایت شکنجه‌گر ساواک از چگونگی اعدام نشدن مسعود رجوی

قرار بود داستان مسعود رجوی را تعریف کنید.

رجوی در شهریور 1350 دستگیر شد و جزو 10 نفری بود که محکوم به اعدام شده بود. برادر مسعود، یعنی کاظم رجوی را من می‌شناختم… در سال 1336 باهم به مدت 1 ماه برای استخدام در آموزش و پرورش دوره‌ای را طی کردیم و باهم آشنا شدیم.

کاظم رجوی پس از 1ـ2 سال برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، فعالیت می‌کرد. من هم برای مسافرتی به سوئیس رفته بودم و از طرف ساواک کاری داشتم و 8-9 سال هم از سابقه من در ساواک می‌گذشت. حوالی سال 1347 بود و خواستم که کاظم رجوی را ملاقات کنم که مثلا ببینم چه کاری می‌توانم دربارة او انجام بدهم. به کاظم تلفن زدم و گفتم که: «مرا یادت هست؟»، گفت: «بله! کجا هستید؟ و همدیگر را ببینیم» و رفتیم و همدیگر را دیدیم. از او پرسیدم: «اینجا چه می‌کنی؟»، البته می‌دانستم و پرونده‌اش را مطالعه کرده بودم. به هرحال دیدم که خیلی هم سفت و سخت نیست و فقط یک انتقادهایی از شاه دارد، ولی زیاد مهم نیست… مسلما در آن موقع، هنوز نمی‌دانست که برادرش (مسعود) در شبکه مجاهدین خلق، فعالیت دارد. از من پرسید که شما چه می‌کنید؟ من هم گفتم که: «در نخست وزیری هستم»، گفت: «همان ساواک؟» من هم صراحتا گفتم: «بله!» گفت که: «خوب اینجا در سوئیس، چه می‌کنی؟»… خلاصه در حین گفتگو دیدم که دُمَش سست است و به عنوان نمایندگی ساواک در آن‌جا استخدامش کردم و به نماینده ساواک در ژنو، تحویلش دادم و ماهی 1000 فرانک سوئیس هم برایش حقوق گذاشتیم و مأمور ما شد و گزارشات برای ما می‌فرستاد.

تا اینکه سال 1350 که برادرش (مسعود) دستگیر شد، کاظم، فوری نامه نوشت و تلفن زد که: «آقا! دستم به دامنت، برادرم را نجات بدهید!» و من هم گفتم که: «ببینم چه کاری می‌توانیم بکنیم و بعد مسعود، محکوم به اعدام شد. کاظم جاهای مختلفی هم می‌رفت و ضمن اینکه به من متوسل می‌شد، می‌رفت مثلا ژان پل سارتر را هم می‌دید که علیه اعدام‌ها، کاری بکند و مسعود اعدام نشود. من یک گزارشی درست کردم که برادرش برای ساواک، این کارها و خدمات را کرده و مسعود رجوی را یک درجه تخفیف بدهیم»، شاه هم موافقت کرد و یک درجه تخفیف داده شد و مسعود رجوی اعدام نشد.

فکر کنم که تا حدی توانستید که مسعود را به ساواک جذب کنید؛ البته خودش منکر این قضیه است.

نه! در بازجویی‌ها، نسبتا همکاری کرد و آرام بود. خبر یک درجه تخفیف را که دادیم به روزنامه‌ها، نوشتیم که این 10 نفر محکوم به اعدام شدند و مسعود رجوی به علت اینکه در جریان بازجویی با ما همکاری کرده است، شامل یک درجه تخفیف شده است.

در واقع او را تخریب و بی‌اعتبار کردید.

بله! آن وقت در زندان معترض شده بود که: «نخیر، من چه همکاری داشته‌ام؟»، درحالی‌که همکاری کرده بود، در بازجویی‌ها، خیلی آدم‌ها را معرفی کرده بود و جمهوری اسلامی هم چند سال پیش، بازجویی‌هایش را منتشر کرده بود. در زندان، گاهی زندانی‌ها شلوغ می‌کردند، او می‌رفت و می‌گفت که شلوغ نکنید، درحالی‌که مخفیانه فعالیتش را داخل زندان می‌کرد و تنها کسی بود که از همان گروه اول مانده بود و نتیجتا اتوماتیک، رهبر شده بود.

شاپور بختیار در کتابش از قول احمد میرفندرسکی (سفیر ایران در مسکو) نوشته است که: «کاسیگین برای اعدام رجوی، واسطه شده و دائما درباره رجوی با من حرف زده است.» میرفندرسکی گاهی با کاسیگین تخته‌نرد بازی می‌کرده اما این داستان که روس‌ها واسطه شده‌اند برای آزادی رجوی، ابدا درست نیست… متأسفانه یا خوشبختانه من واسطه شدم برای آزادی و زنده ماندن رجوی. [….]

البته مجاهدین خلق با شوروی تماس داشتند.

بله داشتند، ولی نه سر آن جریان! ارتباط آن‌ها برقرار شده بود، بعد از انقلاب هم سعادتی که با شهرام، از زندان شهربانی ساری فرار کرده بود با KGB کار می‌کرد که دستگیر و اعدام شد. ارتباط با KGB  در اروپا هم برقرار بود.

وقتی به حضرات آمریکایی می‌گفتیم، که: «این‌ها باKGB  تماس دارند»، می‌گفتند: «نه!» و باورشان نمی‌شد. همان وقت که وحید افراخته را از مجاهدین دستگیر کردیم که 2 تا افسر آمریکایی (ترنر و شفرز) را کشته بودند و وحید افراخته یکی از آن ضاربین بود، شخصا در بازجویی به ترور، شفرز و ترنر اعتراف و گفته بود اسناد همه آن‌ها را فرستادیم فرانسه و در سفارت شوروی به روس‌ها در پاریس تحویل دادیم. ارتباطشان از آن وقت برقرار شده بود. چریک‌های فدایی خلق هم ارتباطشان برقرار بود کما اینکه حسن ماسالی در کتابش درباره ارتباط KGB با چریک‌های فدایی خلق، اعترافاتی کرده است.(1)

پی نوشت:

1-کتاب در دامگه حادثه-عرفان قانعی فرد-صفحات 281تا 283

تایید برجام توسط ترامپ بعد از آنهمه هارت و پورت و بور شدن مجدد فرقه رجوی

جمعه دوازدهم ژانویه، دونالد ترامپ بطور رسمی توافق هسته ای بین ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک را علیرغم ادعاهای قبلی خود مبنی بر پاره کردن برجام را،تایید کرد.

سه ماه پیش آقای ترامپ،حاضر به تمدید توافق هسته ای یا همان برجام نشد و در حقیقت خواستار خروج امریکا از این توافق شد اما طبق قوانین ایالات متحده،برای عملی شدن این خواسته اکثریت کنگره نیزمیبایستی آن را تایید میکردند.اما کنگره امریکا نیز که در این مدت همصدا با ترامپ مواضعی کاملا ضد برجام داشتند،در عمل جرات تایید فرمان رییس جمهوری امریکا را نداشته وآنها نیز بعد از آنهمه هارت و پورت در مقابل آن سکوت کرده و اعلام موضع نکردند.این به این معنا بود که کنگره قصد داشت توپ برجام را به زمین خود آقای ترامپ و دولتش بیاندازد،چرا که اینبار آقای ترامپ میبایستی با تایید مجدد خروج امریکا از این توافق، مقدمات قانونی خروج امریکا از برجام را عملی میکرد.اما روز گذشته و بعد ازهزار و یک تهدید و عربده کشی سرانجام نه تنها برجامی پاره نشد که بر عکس مورد تایید شخص آقای دونالد ترامپ ودولتش نیز قرار گرفت.

اما در این بین سرکردگان فرقه رجوی وسایتهای دروغ پراکنیشان مانند سایر خبرگزاریهایی که توسط لابی های قدرتمند عربستان و اسراییل وراستگراهای تند رو امریکایی،اداره میشوند سعی کردند مثل همیشه با سیانمایی وفریبکاری وبا بزرگنمایی وعده های گذشته ترامپ و تکرار هارت و پورت های قبلی وی  و دولتش،صورت مسئله اصلی یعنی تایید برجام از سوی امریکا و آبروریزی جدید بوجود آمده را کمرنگتر کنند.

آفتابکاران که یکی از سایتهای فرقه رجوی میباشد امروز جمعه برابر با سیزدهم ژانویه بدون هیچ اشاره مستقیمی به تایید برجام از سوی ترامپ،سخنان نیکی هیلی سفیر ایالات متحده را منعکس کرده که از کشورهای جهان برای پیوستن به امریکا در مقابل ایران دعوت و به زبان ساده التماس کرده است.

Capture.JPG

خدمت سرکردگان بدون چاره وآینده فرقه رجوی عرض کنم که ،همان طور که چندی پیش کشورهای جهان علیرغم تهدیدهای مستقیم دونالد ترامپ مبنی بر قطع کمکهای مالی ،حاضربه همصدایی با ترامپ و دولت و کنگره این کشور در به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسراییل نشده و از تهدیدهای ترامپ نیز هراسی بخود راه نداد ند،اینبار نیزجهان جوابی مثل قبل را برای چندمین بار به آنها خواهد داد.

عدم همراهی کشورهای عضو شورای امنیت با امریکا در رابطه با اعترضات اخیر،یکی دیگر از شاخصهای مهم انزوای ترامپ و تمامی نژادپرستان و جنگ طلبان و متحدینش در مقابل با ایران بود.کار بجایی رسید که کشورهای عضو شورای امنیت از جمله فرانسه که از متحدین امریکا محسوب میشود،خطاب به امریکا اظهار کردند که اصولا کشیدن موضوع اعتراضات ایران به صحن شورای امنیت کاری از ابتدا اشتباه و غیر ضروری بود.

سایر سایتهای فرقه رجوی نیز امروز در مقابل عقب نشینی آشکار ترامپ از مواضع قبلیش،و تایید برجام از سوی امریکا سعی کردند با حاشیه دوزی و حاشیه پردازی از گفتن مستقیم خبرتایید برجام از سوی ترامپ،طفره بروند.برای مثال یکی دیگر از سایتهای رسمی فرقه در سر تیتر اخبار خود تنها با اشاره به موضع ترامپ در قبال  توافق اتمی با ایران،با تکرار مکررات سعی بر منحرف کردن اذهان مخاطبین ازموضوع اصلی که همان تایید برجام از سوی ترامپ و دولت راستگرا و ضد  ایرانیش بود،بسنده کرده است.

Capture.JPG

همانطور که میبینید،اعللام پایبندی امریکا به برجام و تایید آن از سوی شخص دونالد ترامپ آنقدربرای فرقه رجوی و دستگاه وابسته تبلیغاتیش آزار دهنده است که حتی قادر به بیان آن نیستند.

یکی از عمده ترین تفاوتهای موجود بین انسانها و حیوانات در این است که معمولا انسانها از گذشته خود میتوانند درس عبرت بگیرند و آنرا اصلاح کنند،اما حیوانات از چنین قدرت و موهبتی محرومند.سرکردگان فرقه رجوی نیز  گویا از این قدرت و نعمت محرومند.چهل سال شکست و سقوط و گمراهی وسرخوردگی،آنها را به نقطه ای رسانده است که دیگر قدرت تشخیص بین مواضع مردمی از مواضع ضد حکومتی را از آنها گرفته است.

آنها را در بین مردم ایران و سایر جریانات و گروههای سیاسی بی پرنسیب و پایگاه کرده است،مواضع تند و سخت مردم ایران در وراکنش به سخنرانی مریم رجوی درهنگام اعتراضات مردمی در ایران و عکس العمل مردم نسبت به مریم رجوی،در سایت پوششی فرقه رجوی موسوم به بیگناه،یکی از هزاران بود.

سرکردگان فرقه از فهم این واقعیت که چرامردم از اشخاصی چون رضا پهلوی،در اعتراضات اخیر نام برده و به نوعی ازاو به عنوان یک اپوزیسیون یاد کردند،اما واکنششان به فراخوانهای فرقه و مریم و مسعود رجوی با اینهمه خشم و نفرت همراه است عاجزند.شاید هم نمیخواهند ببینند و بدانند،که هر چه تا کنون کردند ماحصلی جز نفرت عمومی برایشان به همراه نداشته است.

مزدوری برای کشورهای بیگانه و متخاصم یکی از دلایل اصلی نفرت مردم از این فرقه است،اما با رفتن زیر پرچم کشورهایی که دشمن ایران و ایرانی هستند از جمله عرنستان و اسراییل،موجبات بیشتر این نفرت را آماده میکنند واز تجربه مزدوری برای صدام حسین و پیامدهای آن برای فرقه ،عبرتی نمیگیرند.

از اینکه چرا مردم از آنها متنفرند ولی از پهلوی متنفر نیستند،عبرتی نگرفته و حاضر به نگاه کردن به گذشته و اشتباهات خودشان واصلاح آنها نیستند.

رهبری خود شیفته فرقه بخوبی میداند که مسئول تمامی شکستهای این فرقه از شروع انقلاب تا به امروز بوده است.درس گرفتن از گذشته و اصلاح آن به شجاعتی نیاز دارد که گویا نه در وجود رهبرفراری این فرقه دیده میشود نه در سایر سرکردگانش.

والسلام

نادر کشتکار

آلمان

 

تودهنی بزرگ مردم ایران به مریم و مسعود رجوی

Capture.JPG
مریم رجوی روز 9 دیماه 1396 طی پیامی ویدیویی مردم ایران را به قیام فراخواند.
تمامی سایتهای پوششی مجاهدین که به بیش از 220 فقره بالغ می شوند، این ویدیو را پخش کردند.
در یکی از این سایتها بنام „بگونه Begoonah“ که کامنت آن تصادفا بازبوده، کاربران ایرانی نظرات خودرا درج کرده اند.
 نگاهی به این تودهنی سنگین مردم ایران به فرقه مجاهدین و مخصوصا مریم و مسعود رجوی خالی از از لطف نیست.
قابل توجه لابی های مزدورخارجی مجاهدین:
آیا هنوز باور دارید که مجاهدین از حمایت مردم ایران برخوردارند؟
این را که دیگر فقط ما جداشده ها نمی گوییم!

سمینار منتقدین فرقه رجوی درمرکزشهرکلن آلمان به مناسبت هشتم مارس ۲۰۱۶روز جهانی زن قسمت دوم

انجمن زنان ـ پنچشنبه 10 مارس 2016

سمینار منتقدین فرقه رجوی در مرکز شهر کلن آلمان به مناسبت هشتم مارس ۲۰۱۶ روز جهانی زن قسمت دوم

قسمتهائی از سخنان خانم زهرا معینی:

با سلام به دوستان و مهمانان عزیز، امروز در حالی به مناسبت روز جهانی زن در اینجا جمع شدیم که اکثر ما بخاطر اهداف بالا بلندی که داشتیم از جمله رهائی مردممان و آزادی، برابری به مجاهدین پیوستیم، متأسفانه اتفاقهائی که افتاد تمام باورهائی که داشتیم با خیانتهائی که رجوی کرد از دست دادیم. به اعتماد ما خیانت شد نه تنها به ما بلکه به ایران و آب و خاک ایران، زمانی که ایران در جنگ بود با عراق اطلاعات مرزی فروخت و در قبال اون ملیونها دلار پول دریافت کرد.

در مورد خیانتهاش که بسیار می توان صحبت کرد اما امروز به مناسبت روز جهانی زن اینجا جمع شدیم و می خوام در مورد ستم مضاعفی که به زنان در درون مجاهدین به زنان آمده است برای شما بگویم ….

قسمتهائی از سخنان آقای داوود باقر وند ارشد:

تشکر می کنم از دعوت انجمن زنان که ما را سرفراز کردند. برای من جای افتخار داره که در فعالیتهای انجمن زنان شرکت کردم بطور خاص برای من ارزش بسیار بالائی داره بویژه که می دونیم که فرقه رجوی بزرگترین اهرمی که برای سرکوب در درون تشکیلات بکار می گیره موضوع زنان هست.

خود ما ها که در تشکیلات بودیم سالیان همه ما اسیر تمام شیوه های فرقه ای رجوی بودیم، بچه هائی که تجربه فرقه مرگ رجوی را دارند. برای زنان این شیوه بسیار خشن تر بود و با استفاده از ابزار و فرهنگ فئودالی و مقوله به ازدواج در آوردن زنان سد بسیار بزرگی را در مقابل زنان قرار داده بود که اینها نتوانند از این فرقه مرگ خارج بشوند …..

وقتی می بینیم اینجا زنان آزاده ای هستند که اون سد بزرگ را تونستند بشکنند و اینجا تبدیل بشوند به صدای زنان مجاهد اسیر و طبعا همه زنان ایران این بسیار بسیاربا ارزش هست و بنده افتخار می کنم که با شرکت در این جلسه جزئی از صدای آنان باشم.